: منوي اصلي :
صفحه اصلي وضعيت من در ياهو پست الكترونيك پارسي بلاگ
ورود به مدیریت درباره من
: درباره خودم :
محمد مسیح[67]
: پيوندهاي روزانه :
صلح ، پیوند پاینده اسلام و مسیحیت [8]دانلود [8]اندیمشک شهر یک هزار شهید [18]قمه زنها بخونید [26]مناجات [20]مناظرات [160]شبهات یک مارکسیست [54]مسیحیت [109]زبان اهل بیت [43]برده داری در اسلام [157]همسران رسول خدا [92][آرشیو(11)] : لوگوي وبلاگ : : لينك دوستان من : رنگارنگرنددنیای جوانیدنیا به روایت یوسفوبلاگ گروهی فصل انتظارپشت خطیبسم الله الرحمن الرحیمصور اسرافیلمرا صدا کن شبییا حسین (ع)پیاده تا عرشآوای ققنوسسیب سرخ انتظاربسم الله ارحم الرحیمامیدزهراایحسب الانسان ان یترک سدیدر هوای دوستحرفهای شیرین... حبل المتین ...بتلیجهخلوت منمسیح 313آقا مصطفیسفیر2GOD of GAMEآقاشیرقصه بچه بسیجیزورخانه باباعلیشب مهتابیسلام شهداOnlyPersPolisامُلگفتگوی دوستانهوبلاگ شخصی محمدعلی مقامیرهسپاریم با ولایت تا شهادتستاره غریبهیئت مجازی علی جانحرفای خودمونی منجا کفشیخاکیان ناسپاسخط بارونکبوترانهآل یسحمایت از ایرانحزب اللهی مدرنیتهحجاب پرچم پر افتخار زن مسلمانعاشقانهlovelyآموزش های مخصوص نظامی - نیروهای ویژهحیدریونساحل نشین اشکپروازنفس گیرحسین جان (این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست)یعسوبشب و تنهایی عشقنمازخانه بوستان بهارههمسفر عشقمستانهدرد شکفتن (یادآوری عظمت من و تو )دوستانه و صمیمانه.ام عطیهگل نرگسکـیـمـیـای سـعـادتهیئت حضرت علی اکبر(ع)فقط خدا رو عشقهکوثرکلمات عاشقانه خداعطشتجسممنتظران ظهورخلوت تنهاییریجیستری تک و آموزش ویندوزبازمانده تنهای تنهاکر بی دا (پسر بی مادر)مجله خبری « متین نیوز »حیدریونمسجد و کلیسابه خدا ایمان داریوبلاگ قالبعصر رایانهلاله ها (گردان حمزه سید الشهداء اندیمشک)حـــکــمـــت آ بــــاددین برتربهترین وبلاگ تخصصی موبایلنـــــور خـــــدافریاد دلاینجا پرنده...مسائل جنسیدسته کلیدنگاهم برای توکبو ترانه .... تا بام ملکوتزندگی نیکعدل الهیآسمان آبی منگالری رنگارنگ تم موبایل دانلود عکس عشقداغ عشقفدک کوثرشهرماخانه ما (طرحی نو دراندازیم)محمد پرسپولیسیطلبه آ نلاینتصویر تازهشب نویسبی ستاره ترین شبهای زندگی...غوغای عشق در دفتر عشقمذهبی فرهنگی سیاسی عاطفی اکبریانخدایا تو قلب مرا میخری؟شماطیلدر قلمرو سکوتپرسش مهر 8پرستوی مهاجراسلام حقیقیدوستداران حقیقتآدم اینجا تنهاست...خداوندا بتو اعتماد میکنیمنشست ادبیدانشجوی بدون دانشگاهاوریاساغر هستییاس سوختهپایگاه تخصصی دفاع از عقایدشیعهبسم الله الرحمن الرحیمآهستانجوکستان ، اس ام اس ، جوک ، لطیفه ، طنز ،jok+smsبهلول عاقلخانه عشقخلوت گزیده(اندیمشکی)باهوتاهوشناخت دوباره مسیحخیار شور (قالب ساز حرفه ای)علمدار صبح(( همیشه با تو ))احمد هیکی عزیز (از بچه های اندیمشکآفتابدختر مهربونپژواک سکوتعشق الهیجهنمیه فلش کار بسیجیگفتگوهای بهروز و هانیبالکر لر (پسر لر)هیئت حزب الله اندیمشکدلنلود آهنگهای تلوزیونیمرکز مطالعاتی و تحقیقاتی صهیونیسمطرفداران اسطوره کشتی کج راکسایت روز وصلدراکولامسیح المسایحالفبای جوانیحزب الله هم الغالبونتنهایی منعاشقان شهادتسایت شهدای بنوار ناظر اندیمشککوچه ام مهتابی استپایگاه دریافت رایگان کتب فارسیوبلاگ مرحوم ابوالقاسمیسایت مقام معظم رهبریمشق طلبگیمردم چشمم به خون اغشته شدسایت جامع وهابیت و اسلامکتابخانه امید ایران (دانلود رایگان کتابکوچه ام آفتابیانجمن سبز اندیشان دزفولنزدیک صبح : لوگوي دوستان من : : آرشيو يادداشت ها : مسیحیت [11]زبان اهل بیت به دیگر زبانها [15]شبهات یک مارکسیست [5]برده داری در اسلامعلل تعدد همسران رسول خداماجرای مسیحی شدن من [2]ادعیه منتخب [18]مناظرات من و مسیحی [4]قمه زنها بخونید [2]عکسی از مسیحاز مسیح اندیمشک به مسیح مریمسلام من به اندیمشکصلح، پیوند پاینده اسلام و مسیحیتسیمای مسیح در قران و انجیل [2]دانلود کتاب و مقاله : موضوعات وبلاگ : شبهات اعتقادیشیعه و سنیمسیحیت پشتيباني وطراحي: وبلاگ قالب وبلاگ حب الحسین اجننی وبلاگ خدایی که به ما لبخند می زند وبلاگ شلمچه ما صاحبی داریم برای سفارش قالب به دو وبلاگ اول می تونید سر بزنید + پژوهشی پیرامون زندگانی حضرت زهرا(س) سهشنبه 4 تیر 1387 ساعت 12:0 عصر السلام علیک یا فاطمة الزهراء به بچه های مسجد قول داده بودم که هرکی در مورد حضرت فاطمه سلام الله علیها یه مقاله بنویسه اونو براش تو اینترنت بزارم این مقاله هم مال یکی از بچه های گل مسجد ماست که امیدوارم خدا اونو از محبین و خادمین درگاهش قرار بدهد نام: فاطمه نام پدر: محمد آخرین پیامبر خدا (صلَّی الله علیه و آله و سلم) نام مادر: خدیجه کبری (سلام الله علیها) القاب : زهراء ، صدیقه ، کبری ، راضیه، مرضیه ،انسیه، بتوله، زهره، محدثه کنیه : ام ابیها ، ام الحسنین ، ام الائمه ولادت فاطمه نام دختر گرامی رسول خداوند(صلَّی الله علیه و آله و سلم) است. ایشان در سال پنجم بعثت به دنیا آمدند، روزی رسول خداوند(صلَّی الله علیه و آله و سلم) شنیدند که حضرت خدیجه(سلام الله علیها) با کسی سخن میگوید از او پرسیدند با چه کسی سخن میگویی ؟ خدیجه عرض کرد : یا رسول الله(صلَّی الله علیه و آله و سلم) با این بچه ای که در وجود دارم سخن می گویم! او با من حرف میزند و مرا دلداری میدهد . رسول خدا (صلَّی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: ای خدیجه! جبرئیل هم اکنون بر من نازل شد و به من مژده داد که این فرزند دختر، پاک و پاکیزه است ،و نسل من از او ادامه پیدا می کند و به زودی پس از من امامان و جانشینان خدا بر روی زمین از نسل او خواهند بود، یکی پس از دیگری به دنیا می آیند و مردم را به راه سعادت و هدایت رهبری خواند نمود. مرحوم علامه مجلسی (ره) روایت می کند : هنگامی که نور وجود فاطمه از وجود خدیجه (سلام الله علیهما) پا به این عالم گذاشت درخشش نور فاطمه تمام خانه های مکه را روشن کرد، حتی شرق و غرب عالم را نیز روشن و نورانی کرد. کودکی حضرت زهرا از دوران کودکی یار غمخوار و نوازشگر مهربانی برای پدر گرامیشان(صلَّی الله علیه و آله و سلم) بودند ، و رنجهای پدر را از نزدیک می دیدند و برای پدر دعا می کردند و گاهی اوقات پدرشان را یاری می کردند مثلا روزی مشرکان مکه خاک و خاشاک بر سر و صورت پیامبر(صلَّی الله علیه و آله و سلم) ریختند حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در حالی که می گریستند خار و خاشاک را از صورت پیامبر(صلَّی الله علیه و آله و سلم) پاک می کردند تا اینکه پیامبر به فاطمه لقب« ام ابیها» دادند یعنی مادر پدرش ، و هنگامی هم که مشرکان مکه پیامبر(صلَّی الله علیه و آله و سلم) و دیگر مسلمانان را در شعب ابی طالب محاصره کرده بودند ، سختی و گرسنگی و سرمای سوزان و طاقت فرسا را تحمل می کردند. حضرت فاطمه در حالی بزرگ شدند که با سختی ها و دشمنی های مشرکان قریش در حق پیامبر(صلَّی الله علیه و آله و سلم) و مسلمانان دست و پنجه نرم میکردند و از نزدیک این وقایع را مشاهده می کردند . بنابر این فاطمه(سلام الله علیها) در احیای رسالت پیامبر و پیشرفت کار اسلام و قرآن به همراه پدرشان همراه، همدل و همسنگر بودند. و همینطور هم بعدها در کنار همسرشان امام علی از اسلام و حقوق شوهرشان دفاع کردند. ازدواج آنحضرت پس از هجرت پیامبر(صلَّی الله علیه و آله و سلم)ر در سن هشت سالگی به همراه فاطمه بنت اسد و فاطمه بنت حمزه و امام علی (علیه السلام) از مکه به مدینه مهاجرت نمودند تا در آنجا به دور از شکنجه و آزار مشرکان مکه به تبلیغ دین اسلام بپردازند. در مدینه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) همچون پدر گرامیشان با زنان سخن می گفتند و آنها را با اسلام آشنا می ساختند، تا اینکه در شروع ماه ذی الحجه با امام علی ازدواج نمودند و دارای پنج فرزند به نامهای حسن ،حسین ، زینب ، ام کلثوم ، و محسن شدند. شهادت اما زمانی که آنحضرت به محسن باردار بودند دشمنان امام علی(سلام الله علیها) برای بردن آن حضرت به مسجد و گرفتن بیعت از ایشان برای خلیفه، به خانه آن بزرگ بانوی اسلام حمله کردند خانه ای که محل وحی الهی بود و آنحضرت را بین در و دیوار به شهادت رساندند بدن مطهر حضرت فاطمه(سلام الله علیها) را امام علی (سلام الله علیها)شبانه غسل داد و به خاک سپرد طوری که هم اکنون کسی از محل دفن ایشان اطلاعی ندارد، و این خود دلیلی بر مظلومیت، حق گویی و استبداد ناپذیری این بانوی بزرگوار اسلام است. رسول خدا حضرت محمد(صلَّی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:« فاطمه أَعَزُّ النَّاسِ عَلَیَّ» یعنی فاطمه عزیزترین مردم برای من است. محقق : سبحان میر رضایی نوشته شده توسط : محمد مسیح نظرات ديگران [ نظر] + آمنه مادر رحمت یکشنبه 2 تیر 1387 ساعت 5:49 عصر سالروز ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها مبارک باد به مناسبت روز مادر قصد دارم در مورد مادر بزرگواری بنویسم که تا کنون کمتر از این بانوی بزرگوار نوشته شده این بانو مادر رحمت آمنه بنت وهب هستند که متاسفانه اطلاعات ما در مورد این بانوی بزرگوار بسیار کم است تحقیق زیر در مورد حضرت آمنه مادر رحمت میباشد که برای اطلاع شما دوستان عزیز قرار میدم انشاءالله که استفاده کنید ضمنا نظر هم یادتون نره! دانلود کتاب آمنه مادر رحمت مزار آمنه مادر رحمت در ابواء نوشته شده توسط : محمد مسیح نظرات ديگران [ نظر] + مسیح های دروغین یکشنبه 5 خرداد 1387 ساعت 12:0 عصر مسیح های دروغین در طول تاریخ ما شیعیان شاهد ظهور مدعیات دروغین مهدی (ع) بوده ایم ولی آیا حضرت مسیح (ع) که هنوز زنده و به امر خدا در ظهور مهدی به یاری او می شتابد نیز مدعی دروغین دارد؟؟؟؟ اعتقاد به ظهور یک «منجی بزرگ جهانی» و اشتیاق، به ظهور یک رهبر آسمانی در میان یهود و نصاری، آن چنان اصیل و ریشه دار است که در طول تاریخ این دو ملّت، مدّعیان شگفتی را پدید آورده، و افراد زیادی پیدا شده اند که خود را به دروغ «مسیح موعود» معرّفی کرده اند. به طوری که صاحب کتاب «قاموس کتاب مقدّس» در باره شماره مدّعیان دروغین «مسیح موعود» می نویسد: «24 نفر مسیحیان (مسیح های) دروغگو در میان بنی اسرائیل ظاهر گشتند که مشهورترین و معروفترین آنها «برکوکبه» است که در اوایل قرن ثانی می زیست. و آن دجّال معروف ادّعا می نمود که رأس و رئیس و پادشاه قوم یهود است. و در قرن دوازدهم تخمیناً ده نفر از مسیحیان، ـ یعنی: مسیح های دروغگو ـ ظاهر گردیده، جمعی را به خود گروانیده، و این مطلب اسباب فتنه و جنگ شده، و جمعی کثیر نیز در آن معرکه، طعمه شمشیر گردیدند. و آخرین مسیحیان ـ مسیح های دروغگو ـ «مردخای» است. او شخصی بود آلمانی که در سال 1682 میلادی ظهور کرده، اسباب اشتداد فتنه، و اشتعال نائره فساد گشت، و چون آتش فتنه بالا گرفت، فراری گردیده معدوم الاثر شد. نویسنده کتاب «دیباچه ای بر رهبری» بعد از نقل این جریان از کتاب «قاموس کتاب مقدس» می نویسد: «متأسّفانه اطّلاع مؤلّف آمریکایی ـ کتاب «قاموس کتاب مقدّس» به زبان فارسی، که سالها نیز ساکن «همدان» بوده است ـ درباره شماره مدّعیان «مسیحائی» و همچنین درباره آخرین کسی که به عنوان «مسیح موعود» قیام کرده است، نارساست. شماره این مدّعیان، به مراتب بیشتر از آن است که وی یادآور شده است، همچنین قیام «مردخای» آلمانی در قرن هفدهم، واپسین قیامی نیست که تاریخ مسیحیّت آن را به یاد می آورد. تنها طی دو قرن هیجده و نوزده در انگلستان، بالغ بر شش تن، به نام «مسیح موعود» ظهور کرده اند، و اغتشاشهایی را هم دامن زده اند، و پاره ای از آنان نیز به کیفر رسیده اند». دکتر ناصرالدین صاحب الزمانی در کتاب« دیباچه ای بر رهبری» نیزبه این مسیح- مهدی های دروغین پرداخته که به تعدادی از آنها اشاره می کنیم:جیمز نایلور( 1660- 1618)وی از جمله مهدیان مسیحی انگلیسی به شمار می رود. او نخست در سپاه « کرامول» خدمت می کرده است، و در سال 1651 به فرقه« کولر» ها می پیوندد. و اندکی بعد، در حدود چهل سالگی، مدعی می شود که روح مسیح در او حلول کرده است، و او مظهر جسمانی مجدد مسیح است. و گروهی نیز به وی گرویدند.نایلور در سال 1655، با همراهان خود، در حال خواندن سرودی مقدس، وارد بریستول می شود. وی را در همین هنگام، توقیف می کنند. و پس از محاکمه، در سال 1656 محکومش می سازند که در خیابان نخست با تازیانه کیفر ببیند. آنگاه روی پیشانی او را به عنوان« مرتد» با حرف بی لاتین(B)- نخستین حرف از واژه انگلیسی« مرتد»- داغ می کنند. و زبانش را با سیخ آهن تفته سرخ شده، سوراخ کرده و با این وضع نیز دو سالش در زندان اسیر می دارند.یوحنا سوث کات( 1814- 1750)یک بانوی انگلیسی است که در سن چهل و دو سالگی، در حدود سال 1792، مدعی می شود که مسیح موعود است. و با شعر و نثر، به تبلیغ و پیشگویی درباره حوادث می پردازد.درشهرهای مختلف انگلستان، و حتی در حدود سال 1810 در لندن گروه زیادی به وی می گروند و فرقه جدیدی را به وجود می آورند. وی در 65 سالگی مدعی می شود که فرزندی از« صالح نبی» شهریار صلح و ایمنی، آبستن است و حتی آثار و علائم آبستنی را در وی ملاحظه می کنند. پیروان وی همه در انتظار تولد مجدد« نوزاد- خداوند» به سر می برند. لیکن مادر خدا، بر اثر سکته ناقص، بدرود زندگی می گوید و نوزاد را نیز، خداوند، تولد نایافته به آسمانها می برد. یوحنا در سلسله مدعیان انگلیسی« مسیح موعود» خوش فرجام ترین آنان به شمار می رود.ریچارد براذرز( 1824- 1757)وی نخست در دریاداری انگلستان خدمت می کرده است، در سال 1793، در حدود 36 سالگی خود، مدعی می شود که همو، شهریار موعود آل اسرائیل است. خداوند او را برگزیده است، تا آنان را به ارض کنعان، هدایت کند.گروه بسیاری که در میان آنان افراد تحصیل کرده کم نبوده اند، به وی می گروند. وی هنگامی که اعلام می دارد« جورج شاه» پادشاه انگلستان، به زودی خواهد مرد و دوران سلطنت در انگلستان به پایان خواهد رسید، توقیف شده به عنوان« دیوانه تبهکار» به زندان« نیو گیت» فرستاده می شود و پس از چندی آزاد می گردد.جان نیکولز تام( 1838-1799)او از جمله گروه مهدیان مسیحی انگلیسی به شمار می رود که در جوانی تحت تاثیر نوشته های« ریچارد براذرز» قرار گرفته بوده است. وی در 33 سالگی، در سال1832 به« کنتر بوری» هجرت کرده در آنجا به عنوان« سر ویلیام کورته نای»، بهادر( شوالیه) مالتا، شهریار فلسطین، شه زاده عربستان، پادشاه کولیان، حامی شاه و میهن، و مانند آن ظهور می کند. وی را نیز بر اثر ایجاد آشوب، به عنوان« دیوانه خطرناک» مدتی زندانی می کنند. و سرانجام نیز بر اثر تصادفی کشته می شود.هنری جیمز پرینس( 1899-1811)او نخست از کشیشان آنگلیکن بوده است. در حدود 31 سالگی، در سال 1840 مدعی می شود که« روح القدس» در جسم و حلول کرده است.در میان پیروان وی چندین زن ثروتمند، در سال 1859، تحت رهبری خود او، خانه بزرگ و زیبایی را به عنوان« معبد عشق» برای اقامتگاه و پرستشگاه خویش در« اسپگزتان» بنیان می نهند. در نامه هایی که پیروانش بدو می نگاشته اند، وی را به عنوان« پروردگار، خداوند مقدس ما...» خطاب می کرده اند.در سال 1860، برادر یکی از سه خواهری که به او گرویده بودند، از وی به دادگاه شکایت می کند. از جمله اتهامات او، یکی نیز« تشویق و انجام روابط آزادی جنسی» بین پیروان خود او بوده است. در آثار وی نیز تعالیم مسیحیت را آمیخته به تصورات شهوت انگیز و جنسی یافته اند. جیمز پرینس، به مرگ طبیعی می میرد و پیروانش او را در« پرستشگاه عشق» به خاک می سپرند.(6)به هر روی شاید هر کدام از موعودهای دروغین مدتی پیروانی را به دور خود جمع کردند اما حتی توفیق مختصری در دوران دعوت مسیحیان به خود کسب نکردند.حقیقت ظهور حضرت عیسی (ع) در آخر الزمان این است هنگامی که زمین پر از ظلم و جور شده در سرزمین مقدس از آسمان چهارم فرود می آید و این درحالی است که مردم برای ادای نماز صبح به صف ایستاده اند و حضرت مسیح در آن نماز به حضرت مهدی (عج) اقتدا می کند.از آن پس حضرت مسیح(ع) مردم را چون دوران رسالتش به پذیرش آئین حق و شریعت محمدی(ص) دعوت خواهد نمود و با اتحاد دو دین بزرگ مسیحیت و اسلام در دوران آخرالزمان جهان را سراسر پر از عدل و داد خواهند کرد کاری که مسیح نمایان دروغین هیچ توفیقی در آن نداشته اند. «البته به موازات دین مسیح، در دین یهود نیز، مسیح های دروغین متعدّد ظهور کرده اند. از جمله، یکی از مسیح های یهودی، «داود آل روی» از یهودیان ایران است. او در اواسط قرن دوازدهم در میان یهودیان ایران، مدّعی شد که او «مسیح موعود» است». * --------------------------------- * امام مهدی در آئینه ادیان نوشته شده توسط : محمد مسیح نظرات ديگران [ نظر] + شهادت حضرت رقیه (س) سهشنبه 31 اردیبهشت 1387 ساعت 12:0 عصر شهادت حضرت رقیه (س) این روزها که ایام فاطمیه است با خودم میگم چقدر حضرت زهرا و چقدر فرزندان رسول خدا مظلوم بودند رسول خدا فرزندی داشتند به نام رقیه که او نیز به دست یکی از خلفای سه گانه به شهادت رسید اما متاسفانه نامی از این فرزند رسول خدا برده نمیشه و این منو خیلی ناراحت میکنه هرچی باشه ایشون هم خواهر بزرگتر حضرت زهرا هستند هم فرزند رسول خدا و هم شهید شدند به دست یکی از غاصبان مقام امامت در این پست سعی دارم جریان شهادت حضرت خانم رقیه رو توضیح بدم امیدوارم استفاده کنید و همچنین امیدوارم روزی برسه که روضه حضرت رقیه بنت نبی هم خونده بشه مرحوم کلینی از یزید بن خلیفه حارثی نقل می کند که عیسی بن عبدالله از امام صادق علیه السلام پرسید و من حاضر بودم آیا جایز است زنان در تشییع جنازه حاضر شوند؟امام علیه السلام که تکیه کرده بود، نشست و فرمود: آن مرد فاسق به عمویش مغیرة بن ابی العاص پناه داد، و او کسی بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله خونش را هدر کرده بود. او (عثمان) به دختر رسول الله صلی الله علیه و آله (زنش رقیه) گفت: پدرت را از مکان عموی من مطلع نکن، گویا یقین نداشت که به آن حضرت وحی نازل می شود، رقیه، گفت: من دشمن پدرم را از وی پنهان نخواهم نمود، عثمان عمویش را در مشحب [1] گذاشت و قطیفه ای بر او کشید، جبرئیل آن حضرت را از مکان مغیره اطلاع داد. حضرت فرمود: یا علی شمشیرت را بردار و به خانه دختر عموزاده ات برو. اگر مغیره را پیدا کردی او را بکش، حضرت به آنجا رفت و هر چه گشت وی را پیدا نکرد، پیش رسول الله صلی الله علیه و آله برگشت و گفت: کسی را ندیدم، فرود: جبرئیل آمد و گفت: در مشحب است، بعد از رفتن آن حضرت عثمان وارد منزل شد، دست عمویش را گرفت، پیش رسول الله صلی الله علیه و آله آورد، حضرت چون او را دید سرش را پایین انداخت و التفاتی نکرد. و این بدان جهت بود که آن حضرت بسیار با حیا و بزگوار بود، عثمان گفت: یا رسول الله این عموی من است، این مغیرة بن ابی العاص است به خدایی که تو را به حق مبعوث کرده من او را امان داده ام، فرمود: به خدا قسم دروغ می گفت به او امان نداده بود، سه دفعه این گفته را تکرار کرد... گاه از راست آن حضرت و گاه از چپش می آمد، در دفعه چهارم حضرت سرش را بلند کرد و فرمود: سه روز به او مهلت دادم، اگر بعد از سه روز پیدا کردم خواهم کشت، چون عثمان برگشت حضرت گفت: خدایا به مغیرة بن ابی العاص لعنت کن، ولعنت کن به کسی که او را پناه دهد، یا بر مرکبی سوار کند، یا به او طعام بدهد، یا به او آب دهد، یا آماده رفتن نماید، یا به او ظرف آبی بدهد، یا نعلی یا ریسمانی، یا ظرفی در اختیارش بگذارد، آن حضرت اینها را با انگشت می شمرد. عثمان به عمویش مغیره همه اینها را داد، و در روز چهارم او را از مدینه خارج نمود، او هنوز از شهر خارج نشده بود که مرکبش از رفتن باز ماند، نعلش شکافته شد، پاهایش ورم کرد، با دو دست و زانوهایش راه می رفت وسائلش بر او سنگینی کرد، زیر درختی آمد و در سایه آن نشست اگر یکی از شما آن مقدار راه می رفت مشکلی برای او نبود. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را وحی آمد که مغیره در فلان مکان است، حضرت علی علیه السلام را خواست و فرمود: شمشیرت را بردار تو و عمار و فلانی بروید و مغیره را که زیر فلان درخت است بکشید، علی علیه السلام آمد و او را کشت. عثمان رقیه دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله را زد و گفت: تو به پدرت جای عموی مرا نشان داده ای، او به پدرش جریان را خبر داد و از عثمان شکایت کرد، حضرت سفارش فرمود: حیای خویش را حفظ کن چه بد است بر زن نجیب و دین دار که هر روز از شوهرش شکایت بکند، رقیه دفعاتبه حضرت پیغام داد و هر بار حضرت همان جواب را می داد، در رفعه چهارم علی علیه السلام را خواست و فرمود: شمشیرت را بردار و به خانه رقیه برو و او را بیاور و اگر کسی مانع شود با شمشیر بینی اش را بشکن. رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز مانند آدم واله به طرف خانه عثمان رفت رقیه چون از خانه بیرون آمد و پدرش را دید، شروع به گریه کرد، رسول خدا نیز گریست، سپس او را به خانه خویش، آورد، رقیه پشت خود را به حضرت نشان داد، حضرت چون اثر ضربات را در پشت رقیه دید سه دفعه فرمود: ماله قتلک قتله الله چه شده بر او، تو را کشته ا
: لوگوي وبلاگ :
: لينك دوستان من :
رنگارنگرنددنیای جوانیدنیا به روایت یوسفوبلاگ گروهی فصل انتظارپشت خطیبسم الله الرحمن الرحیمصور اسرافیلمرا صدا کن شبییا حسین (ع)پیاده تا عرشآوای ققنوسسیب سرخ انتظاربسم الله ارحم الرحیمامیدزهراایحسب الانسان ان یترک سدیدر هوای دوستحرفهای شیرین... حبل المتین ...بتلیجهخلوت منمسیح 313آقا مصطفیسفیر2GOD of GAMEآقاشیرقصه بچه بسیجیزورخانه باباعلیشب مهتابیسلام شهداOnlyPersPolisامُلگفتگوی دوستانهوبلاگ شخصی محمدعلی مقامیرهسپاریم با ولایت تا شهادتستاره غریبهیئت مجازی علی جانحرفای خودمونی منجا کفشیخاکیان ناسپاسخط بارونکبوترانهآل یسحمایت از ایرانحزب اللهی مدرنیتهحجاب پرچم پر افتخار زن مسلمانعاشقانهlovelyآموزش های مخصوص نظامی - نیروهای ویژهحیدریونساحل نشین اشکپروازنفس گیرحسین جان (این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست)یعسوبشب و تنهایی عشقنمازخانه بوستان بهارههمسفر عشقمستانهدرد شکفتن (یادآوری عظمت من و تو )دوستانه و صمیمانه.ام عطیهگل نرگسکـیـمـیـای سـعـادتهیئت حضرت علی اکبر(ع)فقط خدا رو عشقهکوثرکلمات عاشقانه خداعطشتجسممنتظران ظهورخلوت تنهاییریجیستری تک و آموزش ویندوزبازمانده تنهای تنهاکر بی دا (پسر بی مادر)مجله خبری « متین نیوز »حیدریونمسجد و کلیسابه خدا ایمان داریوبلاگ قالبعصر رایانهلاله ها (گردان حمزه سید الشهداء اندیمشک)حـــکــمـــت آ بــــاددین برتربهترین وبلاگ تخصصی موبایلنـــــور خـــــدافریاد دلاینجا پرنده...مسائل جنسیدسته کلیدنگاهم برای توکبو ترانه .... تا بام ملکوتزندگی نیکعدل الهیآسمان آبی منگالری رنگارنگ تم موبایل دانلود عکس عشقداغ عشقفدک کوثرشهرماخانه ما (طرحی نو دراندازیم)محمد پرسپولیسیطلبه آ نلاینتصویر تازهشب نویسبی ستاره ترین شبهای زندگی...غوغای عشق در دفتر عشقمذهبی فرهنگی سیاسی عاطفی اکبریانخدایا تو قلب مرا میخری؟شماطیلدر قلمرو سکوتپرسش مهر 8پرستوی مهاجراسلام حقیقیدوستداران حقیقتآدم اینجا تنهاست...خداوندا بتو اعتماد میکنیمنشست ادبیدانشجوی بدون دانشگاهاوریاساغر هستییاس سوختهپایگاه تخصصی دفاع از عقایدشیعهبسم الله الرحمن الرحیمآهستانجوکستان ، اس ام اس ، جوک ، لطیفه ، طنز ،jok+smsبهلول عاقلخانه عشقخلوت گزیده(اندیمشکی)باهوتاهوشناخت دوباره مسیحخیار شور (قالب ساز حرفه ای)علمدار صبح(( همیشه با تو ))احمد هیکی عزیز (از بچه های اندیمشکآفتابدختر مهربونپژواک سکوتعشق الهیجهنمیه فلش کار بسیجیگفتگوهای بهروز و هانیبالکر لر (پسر لر)هیئت حزب الله اندیمشکدلنلود آهنگهای تلوزیونیمرکز مطالعاتی و تحقیقاتی صهیونیسمطرفداران اسطوره کشتی کج راکسایت روز وصلدراکولامسیح المسایحالفبای جوانیحزب الله هم الغالبونتنهایی منعاشقان شهادتسایت شهدای بنوار ناظر اندیمشککوچه ام مهتابی استپایگاه دریافت رایگان کتب فارسیوبلاگ مرحوم ابوالقاسمیسایت مقام معظم رهبریمشق طلبگیمردم چشمم به خون اغشته شدسایت جامع وهابیت و اسلامکتابخانه امید ایران (دانلود رایگان کتابکوچه ام آفتابیانجمن سبز اندیشان دزفولنزدیک صبح : لوگوي دوستان من : : آرشيو يادداشت ها : مسیحیت [11]زبان اهل بیت به دیگر زبانها [15]شبهات یک مارکسیست [5]برده داری در اسلامعلل تعدد همسران رسول خداماجرای مسیحی شدن من [2]ادعیه منتخب [18]مناظرات من و مسیحی [4]قمه زنها بخونید [2]عکسی از مسیحاز مسیح اندیمشک به مسیح مریمسلام من به اندیمشکصلح، پیوند پاینده اسلام و مسیحیتسیمای مسیح در قران و انجیل [2]دانلود کتاب و مقاله : موضوعات وبلاگ : شبهات اعتقادیشیعه و سنیمسیحیت پشتيباني وطراحي: وبلاگ قالب وبلاگ حب الحسین اجننی وبلاگ خدایی که به ما لبخند می زند وبلاگ شلمچه ما صاحبی داریم برای سفارش قالب به دو وبلاگ اول می تونید سر بزنید + پژوهشی پیرامون زندگانی حضرت زهرا(س) سهشنبه 4 تیر 1387 ساعت 12:0 عصر السلام علیک یا فاطمة الزهراء به بچه های مسجد قول داده بودم که هرکی در مورد حضرت فاطمه سلام الله علیها یه مقاله بنویسه اونو براش تو اینترنت بزارم این مقاله هم مال یکی از بچه های گل مسجد ماست که امیدوارم خدا اونو از محبین و خادمین درگاهش قرار بدهد نام: فاطمه نام پدر: محمد آخرین پیامبر خدا (صلَّی الله علیه و آله و سلم) نام مادر: خدیجه کبری (سلام الله علیها) القاب : زهراء ، صدیقه ، کبری ، راضیه، مرضیه ،انسیه، بتوله، زهره، محدثه کنیه : ام ابیها ، ام الحسنین ، ام الائمه ولادت فاطمه نام دختر گرامی رسول خداوند(صلَّی الله علیه و آله و سلم) است. ایشان در سال پنجم بعثت به دنیا آمدند، روزی رسول خداوند(صلَّی الله علیه و آله و سلم) شنیدند که حضرت خدیجه(سلام الله علیها) با کسی سخن میگوید از او پرسیدند با چه کسی سخن میگویی ؟ خدیجه عرض کرد : یا رسول الله(صلَّی الله علیه و آله و سلم) با این بچه ای که در وجود دارم سخن می گویم! او با من حرف میزند و مرا دلداری میدهد . رسول خدا (صلَّی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: ای خدیجه! جبرئیل هم اکنون بر من نازل شد و به من مژده داد که این فرزند دختر، پاک و پاکیزه است ،و نسل من از او ادامه پیدا می کند و به زودی پس از من امامان و جانشینان خدا بر روی زمین از نسل او خواهند بود، یکی پس از دیگری به دنیا می آیند و مردم را به راه سعادت و هدایت رهبری خواند نمود. مرحوم علامه مجلسی (ره) روایت می کند : هنگامی که نور وجود فاطمه از وجود خدیجه (سلام الله علیهما) پا به این عالم گذاشت درخشش نور فاطمه تمام خانه های مکه را روشن کرد، حتی شرق و غرب عالم را نیز روشن و نورانی کرد. کودکی حضرت زهرا از دوران کودکی یار غمخوار و نوازشگر مهربانی برای پدر گرامیشان(صلَّی الله علیه و آله و سلم) بودند ، و رنجهای پدر را از نزدیک می دیدند و برای پدر دعا می کردند و گاهی اوقات پدرشان را یاری می کردند مثلا روزی مشرکان مکه خاک و خاشاک بر سر و صورت پیامبر(صلَّی الله علیه و آله و سلم) ریختند حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در حالی که می گریستند خار و خاشاک را از صورت پیامبر(صلَّی الله علیه و آله و سلم) پاک می کردند تا اینکه پیامبر به فاطمه لقب« ام ابیها» دادند یعنی مادر پدرش ، و هنگامی هم که مشرکان مکه پیامبر(صلَّی الله علیه و آله و سلم) و دیگر مسلمانان را در شعب ابی طالب محاصره کرده بودند ، سختی و گرسنگی و سرمای سوزان و طاقت فرسا را تحمل می کردند. حضرت فاطمه در حالی بزرگ شدند که با سختی ها و دشمنی های مشرکان قریش در حق پیامبر(صلَّی الله علیه و آله و سلم) و مسلمانان دست و پنجه نرم میکردند و از نزدیک این وقایع را مشاهده می کردند . بنابر این فاطمه(سلام الله علیها) در احیای رسالت پیامبر و پیشرفت کار اسلام و قرآن به همراه پدرشان همراه، همدل و همسنگر بودند. و همینطور هم بعدها در کنار همسرشان امام علی از اسلام و حقوق شوهرشان دفاع کردند. ازدواج آنحضرت پس از هجرت پیامبر(صلَّی الله علیه و آله و سلم)ر در سن هشت سالگی به همراه فاطمه بنت اسد و فاطمه بنت حمزه و امام علی (علیه السلام) از مکه به مدینه مهاجرت نمودند تا در آنجا به دور از شکنجه و آزار مشرکان مکه به تبلیغ دین اسلام بپردازند. در مدینه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) همچون پدر گرامیشان با زنان سخن می گفتند و آنها را با اسلام آشنا می ساختند، تا اینکه در شروع ماه ذی الحجه با امام علی ازدواج نمودند و دارای پنج فرزند به نامهای حسن ،حسین ، زینب ، ام کلثوم ، و محسن شدند. شهادت اما زمانی که آنحضرت به محسن باردار بودند دشمنان امام علی(سلام الله علیها) برای بردن آن حضرت به مسجد و گرفتن بیعت از ایشان برای خلیفه، به خانه آن بزرگ بانوی اسلام حمله کردند خانه ای که محل وحی الهی بود و آنحضرت را بین در و دیوار به شهادت رساندند بدن مطهر حضرت فاطمه(سلام الله علیها) را امام علی (سلام الله علیها)شبانه غسل داد و به خاک سپرد طوری که هم اکنون کسی از محل دفن ایشان اطلاعی ندارد، و این خود دلیلی بر مظلومیت، حق گویی و استبداد ناپذیری این بانوی بزرگوار اسلام است. رسول خدا حضرت محمد(صلَّی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:« فاطمه أَعَزُّ النَّاسِ عَلَیَّ» یعنی فاطمه عزیزترین مردم برای من است. محقق : سبحان میر رضایی نوشته شده توسط : محمد مسیح نظرات ديگران [ نظر] + آمنه مادر رحمت یکشنبه 2 تیر 1387 ساعت 5:49 عصر سالروز ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها مبارک باد به مناسبت روز مادر قصد دارم در مورد مادر بزرگواری بنویسم که تا کنون کمتر از این بانوی بزرگوار نوشته شده این بانو مادر رحمت آمنه بنت وهب هستند که متاسفانه اطلاعات ما در مورد این بانوی بزرگوار بسیار کم است تحقیق زیر در مورد حضرت آمنه مادر رحمت میباشد که برای اطلاع شما دوستان عزیز قرار میدم انشاءالله که استفاده کنید ضمنا نظر هم یادتون نره! دانلود کتاب آمنه مادر رحمت مزار آمنه مادر رحمت در ابواء نوشته شده توسط : محمد مسیح نظرات ديگران [ نظر] + مسیح های دروغین یکشنبه 5 خرداد 1387 ساعت 12:0 عصر مسیح های دروغین در طول تاریخ ما شیعیان شاهد ظهور مدعیات دروغین مهدی (ع) بوده ایم ولی آیا حضرت مسیح (ع) که هنوز زنده و به امر خدا در ظهور مهدی به یاری او می شتابد نیز مدعی دروغین دارد؟؟؟؟ اعتقاد به ظهور یک «منجی بزرگ جهانی» و اشتیاق، به ظهور یک رهبر آسمانی در میان یهود و نصاری، آن چنان اصیل و ریشه دار است که در طول تاریخ این دو ملّت، مدّعیان شگفتی را پدید آورده، و افراد زیادی پیدا شده اند که خود را به دروغ «مسیح موعود» معرّفی کرده اند. به طوری که صاحب کتاب «قاموس کتاب مقدّس» در باره شماره مدّعیان دروغین «مسیح موعود» می نویسد: «24 نفر مسیحیان (مسیح های) دروغگو در میان بنی اسرائیل ظاهر گشتند که مشهورترین و معروفترین آنها «برکوکبه» است که در اوایل قرن ثانی می زیست. و آن دجّال معروف ادّعا می نمود که رأس و رئیس و پادشاه قوم یهود است. و در قرن دوازدهم تخمیناً ده نفر از مسیحیان، ـ یعنی: مسیح های دروغگو ـ ظاهر گردیده، جمعی را به خود گروانیده، و این مطلب اسباب فتنه و جنگ شده، و جمعی کثیر نیز در آن معرکه، طعمه شمشیر گردیدند. و آخرین مسیحیان ـ مسیح های دروغگو ـ «مردخای» است. او شخصی بود آلمانی که در سال 1682 میلادی ظهور کرده، اسباب اشتداد فتنه، و اشتعال نائره فساد گشت، و چون آتش فتنه بالا گرفت، فراری گردیده معدوم الاثر شد. نویسنده کتاب «دیباچه ای بر رهبری» بعد از نقل این جریان از کتاب «قاموس کتاب مقدس» می نویسد: «متأسّفانه اطّلاع مؤلّف آمریکایی ـ کتاب «قاموس کتاب مقدّس» به زبان فارسی، که سالها نیز ساکن «همدان» بوده است ـ درباره شماره مدّعیان «مسیحائی» و همچنین درباره آخرین کسی که به عنوان «مسیح موعود» قیام کرده است، نارساست. شماره این مدّعیان، به مراتب بیشتر از آن است که وی یادآور شده است، همچنین قیام «مردخای» آلمانی در قرن هفدهم، واپسین قیامی نیست که تاریخ مسیحیّت آن را به یاد می آورد. تنها طی دو قرن هیجده و نوزده در انگلستان، بالغ بر شش تن، به نام «مسیح موعود» ظهور کرده اند، و اغتشاشهایی را هم دامن زده اند، و پاره ای از آنان نیز به کیفر رسیده اند». دکتر ناصرالدین صاحب الزمانی در کتاب« دیباچه ای بر رهبری» نیزبه این مسیح- مهدی های دروغین پرداخته که به تعدادی از آنها اشاره می کنیم:جیمز نایلور( 1660- 1618)وی از جمله مهدیان مسیحی انگلیسی به شمار می رود. او نخست در سپاه « کرامول» خدمت می کرده است، و در سال 1651 به فرقه« کولر» ها می پیوندد. و اندکی بعد، در حدود چهل سالگی، مدعی می شود که روح مسیح در او حلول کرده است، و او مظهر جسمانی مجدد مسیح است. و گروهی نیز به وی گرویدند.نایلور در سال 1655، با همراهان خود، در حال خواندن سرودی مقدس، وارد بریستول می شود. وی را در همین هنگام، توقیف می کنند. و پس از محاکمه، در سال 1656 محکومش می سازند که در خیابان نخست با تازیانه کیفر ببیند. آنگاه روی پیشانی او را به عنوان« مرتد» با حرف بی لاتین(B)- نخستین حرف از واژه انگلیسی« مرتد»- داغ می کنند. و زبانش را با سیخ آهن تفته سرخ شده، سوراخ کرده و با این وضع نیز دو سالش در زندان اسیر می دارند.یوحنا سوث کات( 1814- 1750)یک بانوی انگلیسی است که در سن چهل و دو سالگی، در حدود سال 1792، مدعی می شود که مسیح موعود است. و با شعر و نثر، به تبلیغ و پیشگویی درباره حوادث می پردازد.درشهرهای مختلف انگلستان، و حتی در حدود سال 1810 در لندن گروه زیادی به وی می گروند و فرقه جدیدی را به وجود می آورند. وی در 65 سالگی مدعی می شود که فرزندی از« صالح نبی» شهریار صلح و ایمنی، آبستن است و حتی آثار و علائم آبستنی را در وی ملاحظه می کنند. پیروان وی همه در انتظار تولد مجدد« نوزاد- خداوند» به سر می برند. لیکن مادر خدا، بر اثر سکته ناقص، بدرود زندگی می گوید و نوزاد را نیز، خداوند، تولد نایافته به آسمانها می برد. یوحنا در سلسله مدعیان انگلیسی« مسیح موعود» خوش فرجام ترین آنان به شمار می رود.ریچارد براذرز( 1824- 1757)وی نخست در دریاداری انگلستان خدمت می کرده است، در سال 1793، در حدود 36 سالگی خود، مدعی می شود که همو، شهریار موعود آل اسرائیل است. خداوند او را برگزیده است، تا آنان را به ارض کنعان، هدایت کند.گروه بسیاری که در میان آنان افراد تحصیل کرده کم نبوده اند، به وی می گروند. وی هنگامی که اعلام می دارد« جورج شاه» پادشاه انگلستان، به زودی خواهد مرد و دوران سلطنت در انگلستان به پایان خواهد رسید، توقیف شده به عنوان« دیوانه تبهکار» به زندان« نیو گیت» فرستاده می شود و پس از چندی آزاد می گردد.جان نیکولز تام( 1838-1799)او از جمله گروه مهدیان مسیحی انگلیسی به شمار می رود که در جوانی تحت تاثیر نوشته های« ریچارد براذرز» قرار گرفته بوده است. وی در 33 سالگی، در سال1832 به« کنتر بوری» هجرت کرده در آنجا به عنوان« سر ویلیام کورته نای»، بهادر( شوالیه) مالتا، شهریار فلسطین، شه زاده عربستان، پادشاه کولیان، حامی شاه و میهن، و مانند آن ظهور می کند. وی را نیز بر اثر ایجاد آشوب، به عنوان« دیوانه خطرناک» مدتی زندانی می کنند. و سرانجام نیز بر اثر تصادفی کشته می شود.هنری جیمز پرینس( 1899-1811)او نخست از کشیشان آنگلیکن بوده است. در حدود 31 سالگی، در سال 1840 مدعی می شود که« روح القدس» در جسم و حلول کرده است.در میان پیروان وی چندین زن ثروتمند، در سال 1859، تحت رهبری خود او، خانه بزرگ و زیبایی را به عنوان« معبد عشق» برای اقامتگاه و پرستشگاه خویش در« اسپگزتان» بنیان می نهند. در نامه هایی که پیروانش بدو می نگاشته اند، وی را به عنوان« پروردگار، خداوند مقدس ما...» خطاب می کرده اند.در سال 1860، برادر یکی از سه خواهری که به او گرویده بودند، از وی به دادگاه شکایت می کند. از جمله اتهامات او، یکی نیز« تشویق و انجام روابط آزادی جنسی» بین پیروان خود او بوده است. در آثار وی نیز تعالیم مسیحیت را آمیخته به تصورات شهوت انگیز و جنسی یافته اند. جیمز پرینس، به مرگ طبیعی می میرد و پیروانش او را در« پرستشگاه عشق» به خاک می سپرند.(6)به هر روی شاید هر کدام از موعودهای دروغین مدتی پیروانی را به دور خود جمع کردند اما حتی توفیق مختصری در دوران دعوت مسیحیان به خود کسب نکردند.حقیقت ظهور حضرت عیسی (ع) در آخر الزمان این است هنگامی که زمین پر از ظلم و جور شده در سرزمین مقدس از آسمان چهارم فرود می آید و این درحالی است که مردم برای ادای نماز صبح به صف ایستاده اند و حضرت مسیح در آن نماز به حضرت مهدی (عج) اقتدا می کند.از آن پس حضرت مسیح(ع) مردم را چون دوران رسالتش به پذیرش آئین حق و شریعت محمدی(ص) دعوت خواهد نمود و با اتحاد دو دین بزرگ مسیحیت و اسلام در دوران آخرالزمان جهان را سراسر پر از عدل و داد خواهند کرد کاری که مسیح نمایان دروغین هیچ توفیقی در آن نداشته اند. «البته به موازات دین مسیح، در دین یهود نیز، مسیح های دروغین متعدّد ظهور کرده اند. از جمله، یکی از مسیح های یهودی، «داود آل روی» از یهودیان ایران است. او در اواسط قرن دوازدهم در میان یهودیان ایران، مدّعی شد که او «مسیح موعود» است». * --------------------------------- * امام مهدی در آئینه ادیان نوشته شده توسط : محمد مسیح نظرات ديگران [ نظر] + شهادت حضرت رقیه (س) سهشنبه 31 اردیبهشت 1387 ساعت 12:0 عصر شهادت حضرت رقیه (س) این روزها که ایام فاطمیه است با خودم میگم چقدر حضرت زهرا و چقدر فرزندان رسول خدا مظلوم بودند رسول خدا فرزندی داشتند به نام رقیه که او نیز به دست یکی از خلفای سه گانه به شهادت رسید اما متاسفانه نامی از این فرزند رسول خدا برده نمیشه و این منو خیلی ناراحت میکنه هرچی باشه ایشون هم خواهر بزرگتر حضرت زهرا هستند هم فرزند رسول خدا و هم شهید شدند به دست یکی از غاصبان مقام امامت در این پست سعی دارم جریان شهادت حضرت خانم رقیه رو توضیح بدم امیدوارم استفاده کنید و همچنین امیدوارم روزی برسه که روضه حضرت رقیه بنت نبی هم خونده بشه مرحوم کلینی از یزید بن خلیفه حارثی نقل می کند که عیسی بن عبدالله از امام صادق علیه السلام پرسید و من حاضر بودم آیا جایز است زنان در تشییع جنازه حاضر شوند؟امام علیه السلام که تکیه کرده بود، نشست و فرمود: آن مرد فاسق به عمویش مغیرة بن ابی العاص پناه داد، و او کسی بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله خونش را هدر کرده بود. او (عثمان) به دختر رسول الله صلی الله علیه و آله (زنش رقیه) گفت: پدرت را از مکان عموی من مطلع نکن، گویا یقین نداشت که به آن حضرت وحی نازل می شود، رقیه، گفت: من دشمن پدرم را از وی پنهان نخواهم نمود، عثمان عمویش را در مشحب [1] گذاشت و قطیفه ای بر او کشید، جبرئیل آن حضرت را از مکان مغیره اطلاع داد. حضرت فرمود: یا علی شمشیرت را بردار و به خانه دختر عموزاده ات برو. اگر مغیره را پیدا کردی او را بکش، حضرت به آنجا رفت و هر چه گشت وی را پیدا نکرد، پیش رسول الله صلی الله علیه و آله برگشت و گفت: کسی را ندیدم، فرود: جبرئیل آمد و گفت: در مشحب است، بعد از رفتن آن حضرت عثمان وارد منزل شد، دست عمویش را گرفت، پیش رسول الله صلی الله علیه و آله آورد، حضرت چون او را دید سرش را پایین انداخت و التفاتی نکرد. و این بدان جهت بود که آن حضرت بسیار با حیا و بزگوار بود، عثمان گفت: یا رسول الله این عموی من است، این مغیرة بن ابی العاص است به خدایی که تو را به حق مبعوث کرده من او را امان داده ام، فرمود: به خدا قسم دروغ می گفت به او امان نداده بود، سه دفعه این گفته را تکرار کرد... گاه از راست آن حضرت و گاه از چپش می آمد، در دفعه چهارم حضرت سرش را بلند کرد و فرمود: سه روز به او مهلت دادم، اگر بعد از سه روز پیدا کردم خواهم کشت، چون عثمان برگشت حضرت گفت: خدایا به مغیرة بن ابی العاص لعنت کن، ولعنت کن به کسی که او را پناه دهد، یا بر مرکبی سوار کند، یا به او طعام بدهد، یا به او آب دهد، یا آماده رفتن نماید، یا به او ظرف آبی بدهد، یا نعلی یا ریسمانی، یا ظرفی در اختیارش بگذارد، آن حضرت اینها را با انگشت می شمرد. عثمان به عمویش مغیره همه اینها را داد، و در روز چهارم او را از مدینه خارج نمود، او هنوز از شهر خارج نشده بود که مرکبش از رفتن باز ماند، نعلش شکافته شد، پاهایش ورم کرد، با دو دست و زانوهایش راه می رفت وسائلش بر او سنگینی کرد، زیر درختی آمد و در سایه آن نشست اگر یکی از شما آن مقدار راه می رفت مشکلی برای او نبود. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را وحی آمد که مغیره در فلان مکان است، حضرت علی علیه السلام را خواست و فرمود: شمشیرت را بردار تو و عمار و فلانی بروید و مغیره را که زیر فلان درخت است بکشید، علی علیه السلام آمد و او را کشت. عثمان رقیه دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله را زد و گفت: تو به پدرت جای عموی مرا نشان داده ای، او به پدرش جریان را خبر داد و از عثمان شکایت کرد، حضرت سفارش فرمود: حیای خویش را حفظ کن چه بد است بر زن نجیب و دین دار که هر روز از شوهرش شکایت بکند، رقیه دفعاتبه حضرت پیغام داد و هر بار حضرت همان جواب را می داد، در رفعه چهارم علی علیه السلام را خواست و فرمود: شمشیرت را بردار و به خانه رقیه برو و او را بیاور و اگر کسی مانع شود با شمشیر بینی اش را بشکن. رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز مانند آدم واله به طرف خانه عثمان رفت رقیه چون از خانه بیرون آمد و پدرش را دید، شروع به گریه کرد، رسول خدا نیز گریست، سپس او را به خانه خویش، آورد، رقیه پشت خود را به حضرت نشان داد، حضرت چون اثر ضربات را در پشت رقیه دید سه دفعه فرمود: ماله قتلک قتله الله چه شده بر او، تو را کشته ا
: لوگوي دوستان من :
: آرشيو يادداشت ها : مسیحیت [11]زبان اهل بیت به دیگر زبانها [15]شبهات یک مارکسیست [5]برده داری در اسلامعلل تعدد همسران رسول خداماجرای مسیحی شدن من [2]ادعیه منتخب [18]مناظرات من و مسیحی [4]قمه زنها بخونید [2]عکسی از مسیحاز مسیح اندیمشک به مسیح مریمسلام من به اندیمشکصلح، پیوند پاینده اسلام و مسیحیتسیمای مسیح در قران و انجیل [2]دانلود کتاب و مقاله
مسیحیت [11]زبان اهل بیت به دیگر زبانها [15]شبهات یک مارکسیست [5]برده داری در اسلامعلل تعدد همسران رسول خداماجرای مسیحی شدن من [2]ادعیه منتخب [18]مناظرات من و مسیحی [4]قمه زنها بخونید [2]عکسی از مسیحاز مسیح اندیمشک به مسیح مریمسلام من به اندیمشکصلح، پیوند پاینده اسلام و مسیحیتسیمای مسیح در قران و انجیل [2]دانلود کتاب و مقاله
: موضوعات وبلاگ :
شبهات اعتقادیشیعه و سنیمسیحیت
وبلاگ قالب
وبلاگ حب الحسین اجننی
وبلاگ خدایی که به ما لبخند می زند
وبلاگ شلمچه
ما صاحبی داریم
برای سفارش قالب به دو
وبلاگ اول می تونید
سر بزنید
+ پژوهشی پیرامون زندگانی حضرت زهرا(س)
السلام علیک یا فاطمة الزهراء
به بچه های مسجد قول داده بودم که هرکی در مورد حضرت فاطمه سلام الله علیها یه مقاله بنویسه اونو براش تو اینترنت بزارم این مقاله هم مال یکی از بچه های گل مسجد ماست که امیدوارم خدا اونو از محبین و خادمین درگاهش قرار بدهد
نام: فاطمه
نام پدر: محمد آخرین پیامبر خدا (صلَّی الله علیه و آله و سلم)
نام مادر: خدیجه کبری (سلام الله علیها)
القاب : زهراء ، صدیقه ، کبری ، راضیه، مرضیه ،انسیه، بتوله، زهره، محدثه
کنیه : ام ابیها ، ام الحسنین ، ام الائمه
ولادت
فاطمه نام دختر گرامی رسول خداوند(صلَّی الله علیه و آله و سلم) است. ایشان در سال پنجم بعثت به دنیا آمدند، روزی رسول خداوند(صلَّی الله علیه و آله و سلم) شنیدند که حضرت خدیجه(سلام الله علیها) با کسی سخن میگوید از او پرسیدند با چه کسی سخن میگویی ؟ خدیجه عرض کرد : یا رسول الله(صلَّی الله علیه و آله و سلم) با این بچه ای که در وجود دارم سخن می گویم! او با من حرف میزند و مرا دلداری میدهد . رسول خدا (صلَّی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: ای خدیجه! جبرئیل هم اکنون بر من نازل شد و به من مژده داد که این فرزند دختر، پاک و پاکیزه است ،و نسل من از او ادامه پیدا می کند و به زودی پس از من امامان و جانشینان خدا بر روی زمین از نسل او خواهند بود، یکی پس از دیگری به دنیا می آیند و مردم را به راه سعادت و هدایت رهبری خواند نمود.
مرحوم علامه مجلسی (ره) روایت می کند : هنگامی که نور وجود فاطمه از وجود خدیجه (سلام الله علیهما) پا به این عالم گذاشت درخشش نور فاطمه تمام خانه های مکه را روشن کرد، حتی شرق و غرب عالم را نیز روشن و نورانی کرد.
کودکی
حضرت زهرا از دوران کودکی یار غمخوار و نوازشگر مهربانی برای پدر گرامیشان(صلَّی الله علیه و آله و سلم) بودند ، و رنجهای پدر را از نزدیک می دیدند و برای پدر دعا می کردند و گاهی اوقات پدرشان را یاری می کردند مثلا روزی مشرکان مکه خاک و خاشاک بر سر و صورت پیامبر(صلَّی الله علیه و آله و سلم) ریختند حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در حالی که می گریستند خار و خاشاک را از صورت پیامبر(صلَّی الله علیه و آله و سلم) پاک می کردند تا اینکه پیامبر به فاطمه لقب« ام ابیها» دادند یعنی مادر پدرش ، و هنگامی هم که مشرکان مکه پیامبر(صلَّی الله علیه و آله و سلم) و دیگر مسلمانان را در شعب ابی طالب محاصره کرده بودند ، سختی و گرسنگی و سرمای سوزان و طاقت فرسا را تحمل می کردند.
حضرت فاطمه در حالی بزرگ شدند که با سختی ها و دشمنی های مشرکان قریش در حق پیامبر(صلَّی الله علیه و آله و سلم) و مسلمانان دست و پنجه نرم میکردند و از نزدیک این وقایع را مشاهده می کردند . بنابر این فاطمه(سلام الله علیها) در احیای رسالت پیامبر و پیشرفت کار اسلام و قرآن به همراه پدرشان همراه، همدل و همسنگر بودند. و همینطور هم بعدها در کنار همسرشان امام علی از اسلام و حقوق شوهرشان دفاع کردند.
ازدواج
آنحضرت پس از هجرت پیامبر(صلَّی الله علیه و آله و سلم)ر در سن هشت سالگی به همراه فاطمه بنت اسد و فاطمه بنت حمزه و امام علی (علیه السلام) از مکه به مدینه مهاجرت نمودند تا در آنجا به دور از شکنجه و آزار مشرکان مکه به تبلیغ دین اسلام بپردازند. در مدینه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) همچون پدر گرامیشان با زنان سخن می گفتند و آنها را با اسلام آشنا می ساختند، تا اینکه در شروع ماه ذی الحجه با امام علی ازدواج نمودند و دارای پنج فرزند به نامهای حسن ،حسین ، زینب ، ام کلثوم ، و محسن شدند.
شهادت
اما زمانی که آنحضرت به محسن باردار بودند دشمنان امام علی(سلام الله علیها) برای بردن آن حضرت به مسجد و گرفتن بیعت از ایشان برای خلیفه، به خانه آن بزرگ بانوی اسلام حمله کردند خانه ای که محل وحی الهی بود و آنحضرت را بین در و دیوار به شهادت رساندند بدن مطهر حضرت فاطمه(سلام الله علیها) را امام علی (سلام الله علیها)شبانه غسل داد و به خاک سپرد طوری که هم اکنون کسی از محل دفن ایشان اطلاعی ندارد، و این خود دلیلی بر مظلومیت، حق گویی و استبداد ناپذیری این بانوی بزرگوار اسلام است.
رسول خدا حضرت محمد(صلَّی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:« فاطمه أَعَزُّ النَّاسِ عَلَیَّ» یعنی فاطمه عزیزترین مردم برای من است.
محقق : سبحان میر رضایی
نوشته شده توسط : محمد مسیح
نظرات ديگران [ نظر]
+ آمنه مادر رحمت
سالروز ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها مبارک باد
به مناسبت روز مادر قصد دارم در مورد مادر بزرگواری بنویسم که تا کنون کمتر از این بانوی بزرگوار نوشته شده این بانو مادر رحمت آمنه بنت وهب هستند که متاسفانه اطلاعات ما در مورد این بانوی بزرگوار بسیار کم است تحقیق زیر در مورد حضرت آمنه مادر رحمت میباشد که برای اطلاع شما دوستان عزیز قرار میدم انشاءالله که استفاده کنید ضمنا نظر هم یادتون نره!
دانلود کتاب آمنه مادر رحمت
مزار آمنه مادر رحمت در ابواء
+ مسیح های دروغین
مسیح های دروغین
در طول تاریخ ما شیعیان شاهد ظهور مدعیات دروغین مهدی (ع) بوده ایم ولی آیا حضرت مسیح (ع) که هنوز زنده و به امر خدا در ظهور مهدی به یاری او می شتابد نیز مدعی دروغین دارد؟؟؟؟
اعتقاد به ظهور یک «منجی بزرگ جهانی» و اشتیاق، به ظهور یک رهبر آسمانی در میان یهود و نصاری، آن چنان اصیل و ریشه دار است که در طول تاریخ این دو ملّت، مدّعیان شگفتی را پدید آورده، و افراد زیادی پیدا شده اند که خود را به دروغ «مسیح موعود» معرّفی کرده اند. به طوری که صاحب کتاب «قاموس کتاب مقدّس» در باره شماره مدّعیان دروغین «مسیح موعود» می نویسد:
«24 نفر مسیحیان (مسیح های) دروغگو در میان بنی اسرائیل ظاهر گشتند که مشهورترین و معروفترین آنها «برکوکبه» است که در اوایل قرن ثانی می زیست. و آن دجّال معروف ادّعا می نمود که رأس و رئیس و پادشاه قوم یهود است.
و در قرن دوازدهم تخمیناً ده نفر از مسیحیان، ـ یعنی: مسیح های دروغگو ـ ظاهر گردیده، جمعی را به خود گروانیده، و این مطلب اسباب فتنه و جنگ شده، و جمعی کثیر نیز در آن معرکه، طعمه شمشیر گردیدند. و آخرین مسیحیان ـ مسیح های دروغگو ـ «مردخای» است. او شخصی بود آلمانی که در سال 1682 میلادی ظهور کرده، اسباب اشتداد فتنه، و اشتعال نائره فساد گشت، و چون آتش فتنه بالا گرفت، فراری گردیده معدوم الاثر شد.
نویسنده کتاب «دیباچه ای بر رهبری» بعد از نقل این جریان از کتاب «قاموس کتاب مقدس» می نویسد:
«متأسّفانه اطّلاع مؤلّف آمریکایی ـ کتاب «قاموس کتاب مقدّس» به زبان فارسی، که سالها نیز ساکن «همدان» بوده است ـ درباره شماره مدّعیان «مسیحائی» و همچنین درباره آخرین کسی که به عنوان «مسیح موعود» قیام کرده است، نارساست.
شماره این مدّعیان، به مراتب بیشتر از آن است که وی یادآور شده است، همچنین قیام «مردخای» آلمانی در قرن هفدهم، واپسین قیامی نیست که تاریخ مسیحیّت آن را به یاد می آورد. تنها طی دو قرن هیجده و نوزده در انگلستان، بالغ بر شش تن، به نام «مسیح موعود» ظهور کرده اند، و اغتشاشهایی را هم دامن زده اند، و پاره ای از آنان نیز به کیفر رسیده اند».
دکتر ناصرالدین صاحب الزمانی در کتاب« دیباچه ای بر رهبری» نیزبه این مسیح- مهدی های دروغین پرداخته که به تعدادی از آنها اشاره می کنیم:جیمز نایلور( 1660- 1618)وی از جمله مهدیان مسیحی انگلیسی به شمار می رود. او نخست در سپاه « کرامول» خدمت می کرده است، و در سال 1651 به فرقه« کولر» ها می پیوندد. و اندکی بعد، در حدود چهل سالگی، مدعی می شود که روح مسیح در او حلول کرده است، و او مظهر جسمانی مجدد مسیح است. و گروهی نیز به وی گرویدند.نایلور در سال 1655، با همراهان خود، در حال خواندن سرودی مقدس، وارد بریستول می شود. وی را در همین هنگام، توقیف می کنند. و پس از محاکمه، در سال 1656 محکومش می سازند که در خیابان نخست با تازیانه کیفر ببیند. آنگاه روی پیشانی او را به عنوان« مرتد» با حرف بی لاتین(B)- نخستین حرف از واژه انگلیسی« مرتد»- داغ می کنند. و زبانش را با سیخ آهن تفته سرخ شده، سوراخ کرده و با این وضع نیز دو سالش در زندان اسیر می دارند.یوحنا سوث کات( 1814- 1750)یک بانوی انگلیسی است که در سن چهل و دو سالگی، در حدود سال 1792، مدعی می شود که مسیح موعود است. و با شعر و نثر، به تبلیغ و پیشگویی درباره حوادث می پردازد.درشهرهای مختلف انگلستان، و حتی در حدود سال 1810 در لندن گروه زیادی به وی می گروند و فرقه جدیدی را به وجود می آورند. وی در 65 سالگی مدعی می شود که فرزندی از« صالح نبی» شهریار صلح و ایمنی، آبستن است و حتی آثار و علائم آبستنی را در وی ملاحظه می کنند. پیروان وی همه در انتظار تولد مجدد« نوزاد- خداوند» به سر می برند. لیکن مادر خدا، بر اثر سکته ناقص، بدرود زندگی می گوید و نوزاد را نیز، خداوند، تولد نایافته به آسمانها می برد. یوحنا در سلسله مدعیان انگلیسی« مسیح موعود» خوش فرجام ترین آنان به شمار می رود.ریچارد براذرز( 1824- 1757)وی نخست در دریاداری انگلستان خدمت می کرده است، در سال 1793، در حدود 36 سالگی خود، مدعی می شود که همو، شهریار موعود آل اسرائیل است. خداوند او را برگزیده است، تا آنان را به ارض کنعان، هدایت کند.گروه بسیاری که در میان آنان افراد تحصیل کرده کم نبوده اند، به وی می گروند. وی هنگامی که اعلام می دارد« جورج شاه» پادشاه انگلستان، به زودی خواهد مرد و دوران سلطنت در انگلستان به پایان خواهد رسید، توقیف شده به عنوان« دیوانه تبهکار» به زندان« نیو گیت» فرستاده می شود و پس از چندی آزاد می گردد.جان نیکولز تام( 1838-1799)او از جمله گروه مهدیان مسیحی انگلیسی به شمار می رود که در جوانی تحت تاثیر نوشته های« ریچارد براذرز» قرار گرفته بوده است. وی در 33 سالگی، در سال1832 به« کنتر بوری» هجرت کرده در آنجا به عنوان« سر ویلیام کورته نای»، بهادر( شوالیه) مالتا، شهریار فلسطین، شه زاده عربستان، پادشاه کولیان، حامی شاه و میهن، و مانند آن ظهور می کند. وی را نیز بر اثر ایجاد آشوب، به عنوان« دیوانه خطرناک» مدتی زندانی می کنند. و سرانجام نیز بر اثر تصادفی کشته می شود.هنری جیمز پرینس( 1899-1811)او نخست از کشیشان آنگلیکن بوده است. در حدود 31 سالگی، در سال 1840 مدعی می شود که« روح القدس» در جسم و حلول کرده است.در میان پیروان وی چندین زن ثروتمند، در سال 1859، تحت رهبری خود او، خانه بزرگ و زیبایی را به عنوان« معبد عشق» برای اقامتگاه و پرستشگاه خویش در« اسپگزتان» بنیان می نهند. در نامه هایی که پیروانش بدو می نگاشته اند، وی را به عنوان« پروردگار، خداوند مقدس ما...» خطاب می کرده اند.در سال 1860، برادر یکی از سه خواهری که به او گرویده بودند، از وی به دادگاه شکایت می کند. از جمله اتهامات او، یکی نیز« تشویق و انجام روابط آزادی جنسی» بین پیروان خود او بوده است. در آثار وی نیز تعالیم مسیحیت را آمیخته به تصورات شهوت انگیز و جنسی یافته اند. جیمز پرینس، به مرگ طبیعی می میرد و پیروانش او را در« پرستشگاه عشق» به خاک می سپرند.(6)به هر روی شاید هر کدام از موعودهای دروغین مدتی پیروانی را به دور خود جمع کردند اما حتی توفیق مختصری در دوران دعوت مسیحیان به خود کسب نکردند.حقیقت ظهور حضرت عیسی (ع) در آخر الزمان این است هنگامی که زمین پر از ظلم و جور شده در سرزمین مقدس از آسمان چهارم فرود می آید و این درحالی است که مردم برای ادای نماز صبح به صف ایستاده اند و حضرت مسیح در آن نماز به حضرت مهدی (عج) اقتدا می کند.از آن پس حضرت مسیح(ع) مردم را چون دوران رسالتش به پذیرش آئین حق و شریعت محمدی(ص) دعوت خواهد نمود و با اتحاد دو دین بزرگ مسیحیت و اسلام در دوران آخرالزمان جهان را سراسر پر از عدل و داد خواهند کرد کاری که مسیح نمایان دروغین هیچ توفیقی در آن نداشته اند.
«البته به موازات دین مسیح، در دین یهود نیز، مسیح های دروغین متعدّد ظهور کرده اند. از جمله، یکی از مسیح های یهودی، «داود آل روی» از یهودیان ایران است. او در اواسط قرن دوازدهم در میان یهودیان ایران، مدّعی شد که او «مسیح موعود» است». *
---------------------------------
* امام مهدی در آئینه ادیان
+ شهادت حضرت رقیه (س)
شهادت حضرت رقیه (س)
این روزها که ایام فاطمیه است با خودم میگم چقدر حضرت زهرا و چقدر فرزندان رسول خدا مظلوم بودند رسول خدا فرزندی داشتند به نام رقیه که او نیز به دست یکی از خلفای سه گانه به شهادت رسید اما متاسفانه نامی از این فرزند رسول خدا برده نمیشه و این منو خیلی ناراحت میکنه هرچی باشه ایشون هم خواهر بزرگتر حضرت زهرا هستند هم فرزند رسول خدا و هم شهید شدند به دست یکی از غاصبان مقام امامت در این پست سعی دارم جریان شهادت حضرت خانم رقیه رو توضیح بدم امیدوارم استفاده کنید و همچنین امیدوارم روزی برسه که روضه حضرت رقیه بنت نبی هم خونده بشه
مرحوم کلینی از یزید بن خلیفه حارثی نقل می کند که عیسی بن عبدالله از امام صادق علیه السلام پرسید و من حاضر بودم آیا جایز است زنان در تشییع جنازه حاضر شوند؟امام علیه السلام که تکیه کرده بود، نشست و فرمود: آن مرد فاسق به عمویش مغیرة بن ابی العاص پناه داد، و او کسی بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله خونش را هدر کرده بود.
او (عثمان) به دختر رسول الله صلی الله علیه و آله (زنش رقیه) گفت: پدرت را از مکان عموی من مطلع نکن، گویا یقین نداشت که به آن حضرت وحی نازل می شود، رقیه، گفت: من دشمن پدرم را از وی پنهان نخواهم نمود، عثمان عمویش را در مشحب [1] گذاشت و قطیفه ای بر او کشید، جبرئیل آن حضرت را از مکان مغیره اطلاع داد.
حضرت فرمود: یا علی شمشیرت را بردار و به خانه دختر عموزاده ات برو. اگر مغیره را پیدا کردی او را بکش، حضرت به آنجا رفت و هر چه گشت وی را پیدا نکرد، پیش رسول الله صلی الله علیه و آله برگشت و گفت: کسی را ندیدم، فرود: جبرئیل آمد و گفت: در مشحب است، بعد از رفتن آن حضرت عثمان وارد منزل شد، دست عمویش را گرفت، پیش رسول الله صلی الله علیه و آله آورد، حضرت چون او را دید سرش را پایین انداخت و التفاتی نکرد.
و این بدان جهت بود که آن حضرت بسیار با حیا و بزگوار بود، عثمان گفت: یا رسول الله این عموی من است، این مغیرة بن ابی العاص است به خدایی که تو را به حق مبعوث کرده من او را امان داده ام، فرمود: به خدا قسم دروغ می گفت به او امان نداده بود، سه دفعه این گفته را تکرار کرد... گاه از راست آن حضرت و گاه از چپش می آمد، در دفعه چهارم حضرت سرش را بلند کرد و فرمود: سه روز به او مهلت دادم، اگر بعد از سه روز پیدا کردم خواهم کشت، چون عثمان برگشت حضرت گفت: خدایا به مغیرة بن ابی العاص لعنت کن، ولعنت کن به کسی که او را پناه دهد، یا بر مرکبی سوار کند، یا به او طعام بدهد، یا به او آب دهد، یا آماده رفتن نماید، یا به او ظرف آبی بدهد، یا نعلی یا ریسمانی، یا ظرفی در اختیارش بگذارد، آن حضرت اینها را با انگشت می شمرد.
عثمان به عمویش مغیره همه اینها را داد، و در روز چهارم او را از مدینه خارج نمود، او هنوز از شهر خارج نشده بود که مرکبش از رفتن باز ماند، نعلش شکافته شد، پاهایش ورم کرد، با دو دست و زانوهایش راه می رفت وسائلش بر او سنگینی کرد، زیر درختی آمد و در سایه آن نشست اگر یکی از شما آن مقدار راه می رفت مشکلی برای او نبود.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را وحی آمد که مغیره در فلان مکان است، حضرت علی علیه السلام را خواست و فرمود: شمشیرت را بردار تو و عمار و فلانی بروید و مغیره را که زیر فلان درخت است بکشید، علی علیه السلام آمد و او را کشت.
عثمان رقیه دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله را زد و گفت: تو به پدرت جای عموی مرا نشان داده ای، او به پدرش جریان را خبر داد و از عثمان شکایت کرد، حضرت سفارش فرمود: حیای خویش را حفظ کن چه بد است بر زن نجیب و دین دار که هر روز از شوهرش شکایت بکند، رقیه دفعاتبه حضرت پیغام داد و هر بار حضرت همان جواب را می داد، در رفعه چهارم علی علیه السلام را خواست و فرمود: شمشیرت را بردار و به خانه رقیه برو و او را بیاور و اگر کسی مانع شود با شمشیر بینی اش را بشکن.
رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز مانند آدم واله به طرف خانه عثمان رفت رقیه چون از خانه بیرون آمد و پدرش را دید، شروع به گریه کرد، رسول خدا نیز گریست، سپس او را به خانه خویش، آورد، رقیه پشت خود را به حضرت نشان داد، حضرت چون اثر ضربات را در پشت رقیه دید سه دفعه فرمود: ماله قتلک قتله الله چه شده بر او، تو را کشته ا