مسیحا باوری و منجی گرایی
واژه «مسیحا باوری» از کلمه «مسیح»(Messiah) گرفته شده که ترجمه واژه عبری Mashiah (تدهین شده) است و در اصل به پادشاهی دلالت میکرد که سلطنت او با مراسم مسح با روغن مقدّس اعلام میشد. در کتابهای مقدس یهود (عهد عتیق)، همیشه برای اشاره به پادشاه وقت اسرائیل به کار رفته است (طالوت، سلیمان و داوود). اما در دوره بین دو عهد، این واژه به پادشاه آینده اطلاق میشد که انتظار میرفت پادشاهی اسرائیل را اصلاح کند و مردم را از شرّ تمام شیاطین نجات دهد. در یهودیت مربوط به دوره بین دو عهد، امیدهای مربوط به مسیح موعود در دو جهت شکل گرفت:
1. مسیح فرزند داوود است. او با خرد و عدل حکومت خواهد کرد. قدرتهای بزرگ جهان را شکست خواهد داد، مردم خود را از قید حکومت بیگانه رها خواهد ساخت و سلطنتی جهانی وضع خواهد کرد که در آن مردم در صلح و سعادت زندگی خواهند کرد.
2. گاهی به پسر انسان اشاره شده است. در کتاب مکاشفات دانیال، پسر انسان شخصیتی غیر مادی، کمابیش الهی و ازلی است که در حال حاضر در بهشت پنهان است. وی در آخر الزمان ظاهر میشود تا در باب رستاخیز مردگان در میان جهانیان قضاوت کند. مؤمنان از سلطه شیاطین رها میشوند و او برای همیشه در صلح و عدالت بر جهان حکومت خواهد کرد. در کتابهای عهد عتیق، اغلب از او به عنوان شخص برگزیده یاد شده است....
مسیحیت اولیه، بسیاری از نظرات یهودیت را در خصوص مسیح موعود پذیرفته، آنها را در مورد عیسی به کار میبرد. مسیح موعود در زبان یونان به Christos (مسیح) ترجمه شده است؛ بدینوسیله عیسی مسیحرا با امیدهای مسیحایی یهودیت یکسان تلقّی کرده است. البته در این دیدگاه اگر چه مسیح قبلاً به شخصه امیدهای مسیحا باوری را تحقّقبخشیدهاست؛ اماقراراست که باز گردد تا این امیدها را به تحقّق نهاییشان برساند.
بر این اساس این پرسش همواره مطرح است که: داستان مسیحیت چگونه پایان مییابد؟ نخستین مسیحیان معتقد بودند که داستان مسیحیت به سرعت، با اتمام قریب الوقوع تاریخ جهان و استقرار آشکار ملکوت خدا بر زمین - که عیسی آغاز کرده است - خاتمه مییابد... مسیحیانی مانند کاتولیکها، انگلیکنها و لوتریها به طور مداوم در مراسم عبادی اعتراف میکنند که روزی عیسی با «شکوه دوباره» خواهد آمد.
بیشتر مسیحیان (همراه با یهودیان و مسلمانان) معتقدند که تاریخ بشری، نه بینهایت است و نه ادواری - چنان که ادیان دیگر تعلیم میدهند - بلکه به سوی جهتی معیّن مانند تیر از مسیر پرتاب حرکت میکند. تاریخ هدفی دارد و سرانجام پایان مییابد؛ اما چگونه و در چه زمانی این نقطه اوج فرا میرسد؟
از دیدگاه آینده نگرانه مسیحی (و یهودی)، تاریخ به عنوان خطی مستقیم در نظر گرفته میشود؛ یک آغاز و یک پایان وجود دارد. جهان، حیات و آدمی را خداوند آفریده و از آن زمان آدمی تابع زمان بوده است. پس روزی خداوند تصمیم خواهد گرفت که به رویدادهای کیهانی و ماجراهای حیات زمینی خاتمه دهد و این پایان کار جهان، پایان کار تاریخ و آخر زمان خواهد بود و همه چیز فرا خوانده خواهد شد. در این چشمانداز، تاریخ حرکتی جهتدار و به سوی هدفی موعود دارد و نجات و رستگاری انسانها - به خصوص مؤمنان - در گرو تحقّق این وعده خداوندی است. در این صورت بشر در رفاه و عدالت به سر خواهد برد و ظلم و تاریکی و یأس از جهان رخت برخواهد بست. البته مسیحیان همواره با این مطلب روبهرو هستند که آیا نجاتبخشی خدا به دست مصلح موعود در این جهان است یا مربوط به جهان آخرت و ملکوت آسمانها؟ با پاسخ به این سؤال میتوان تا حدودی به دیدگاه مسیحیت درباره دولت آینده مسیحی ره یافت.
مسیحیانی نیز وجود دارند که دیدگاه بسیار وسیعی درباره روند تاریخ بشری دارند. آنان با این استدلال که محدودیتهای زمان انسانی، خدا را محدود نمیکند؛ اظهار میدارند که ما به پایان راه نزدیک نیستیم؛ بلکه تنها در آغاز یک روند تکاملی وسیع و گستردهایم که هر چند میلیاردها سال در جریان بوده؛ اما میتواند میلیونها یا میلیاردها سال دیگر ادامه یابد.
برخی از شارحان این دیدگاه وسیع، معتقدند: همه جهان - که زندگی انسانی در آن نقش اصلی دارد - سرانجام الهی میگردد یا حداقل به طور کامل در زندگی خود خدا جذب میشود. الهیدان و دیرینهشناس کاتولیک فرانسوی قرن بیستم، پیردو شاردن، این دیدگاه آخرت شناسانه را با تعابیر شاعرانه توصیف میکند و عیسی را کشف مقدماتی «مسیحی شدن» نهایی که همه زندگیها و مواد به سوی آن در حرکتاند، توصیف میکند!
در عهد جدید، به طرق گوناگون و در آثار مختلف و با تعابیر نایکسان، «رستگاری» به عنوان اقدامی رهاییبخش و در نتیجه به عنوان شرط تحقق زندگی در آزادی توصیف شده است. این رهایی، کاملاً و منحصراً با نام و شخص عیسی مسیح به عنوان نجاتبخش پیوند یافته است. اساساً این رهایی که از طریق عیسی مسیح صورت میگیرد، رهایی از سلطه گناه و مرگ است و در اصل هر فردی در این رهایی و رستگاری بر اساس توبه، تغییر کیش و ایمان شرکت میجوید.
رستگاری در نهایت حادثهای است که در آینده واقع خواهد شد و به واسطه آن مرگ مغلوب میشود. [7] اما در عین حال هدیهای است که در زمان حاضر اعطا میشود... با این همه رستگاری را میتوان خوردن و آشامیدن دوستانه در ملکوت خدا توصیف کرد. ما درباره آسمانی جدید و زمینی جدید و شهر خدایی جدید، سخن میشنویم.
از نگاه مسیحیت، انسان گرفتار هوا و هوس، زمانی طعم آزادی و نجات و رهایی را به طور کامل خواهد چشید و آن گاه گام در مدینه فاضله خواهد نهاد که «مسیح» در آخر الزّمان رجعت کند تا برای همیشه نجات انسانها را تأمین و تضمین کند. «نجات و رهایی» به طور کامل خود را هنگام رجعت و آمدن دوباره مسیح به بشر مینمایاند.
در فرهنگ مسیحی، دومین آمدن مسیح در پایان جهان - به عنوان نجات بخشی که همه تبعیضها، ظلمها و تاریکیها را تبدیل به عدالت، امید و مهر میکند - جایگاه بلند و ممتازی دارد. مسیحیان امید دارند که مسیح در آمدن دوّم خود، طعم مهر و صلح را به همه بچشاند. آنان منتظر بازگشت مجدّد او هستند (بعد از مصلوب شدن)؛ چرا که خود وعده داده بود که بار دیگر برمیگردم: «... خودمان پیغام او را شنیدهایم و ایمان داریم که او نجات دهنده جهان است».
به امید روزی که همه در کنار مسیح مریم به مهدی فاطمه اقتدا کنیم
