مناظرات من و مسیحی
قسمت چهارم
از دوستان و طالبان حقیقت که قصد دارند حقیقت بر انها مکشوف گردد خواهش میکنم حتماً قسمتهای گذشته را مطالعه نمایند
در قسمت گذشته مسیحی ادعا کرد که قران یک اثر کپی برداری شده از روی تورات و انجیل است که قرار شد من بعداً جوابش رو بدم
اکنون ادامه مناظره....
من گفتم : اما اینکه شما فرمودید قرآن از روی انجیل و تورات نوشته شده تهمتی بسیار نارواست چون کسانی که با این سه کتاب اسمانی آشنا هستند به خوبی مطلعند که نسبت احکام اسلامی که از قران استنباط شده به احکام دینى تورات و انجیل از جهت کیفیت و کمیت، نسبت دریا به دریاچه هاى کوچک مصنوعى است.
اولا پیام مهم اسلام- که در ادیان یهود و مسیحى تحریف شده فعلى مفقود است- پیام توحید ناب اسلامى است: «قل یا اهل الکتاب تعالوا الى کلمه سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله ولا نشرک به شیئا ولا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله بگو اى اهل کتاب، بیایید بر سر سخنى که میان ما و شما یکسان است بایستیم که جز خدا را نپرستیم و چیزى را شریک او نگردانیم و بعضى از ما بعضى دیگر را به جاى خدا به خدایى نگیرد»
مقایسه سوره مبارک حمد و توحید با همه آیات تورات و انجیل که درباره خدا گفته شده است نشان مى دهد که توحید ناب اسلامى، چه پیشرفتى در فهم معارف الهى دارد. عقیده غیر عقلانى تثلیث و مطالب پیرامون آن، مثل این که نان و شراب در مراسم عشاء ربانى گوشت و خون عیسى است و همچنین تحریفات بیشمارى که در این دو دین انجام شده است. همگى گواه تفاوت عمده دین مبین اسلام با ادیان تحریف شده مذکور است.
این اختلاف سطح معارف الهى در مباحثى چون نبوت، قیامت، انسان شناسى نیز مشهود است و خلاصه معارف دین اسلام با ادیان مذکور قابل قیاس نیست
ثانیا، نگاهى به فهرست احکام اسلامى نشان دهنده تفاوت کمى و کیفى اقسام اسلامى با آن چیزى است که در دو کتاب تورات و انجیل درج شده است.
احکام دین مسیحیت، عمدتا در تورات آمده است که آن هم مربوط به مسائل کاملا فردى چون ختنه، گوشت خوک، میت، نفاس، خون، جنابت، احکام قربانى و مثل آن مى باشد.
اما احکام اسلامى بر دو بخش عمده تقسیم مى شود: 1- احکام عبادى- فردى 2- احکام عبادى- اجتماعى، سیاسى.
برای اینکه مسئله روشنتر بشود من از کتاب شریف تحریرالوسیله حضرت امام به صورت فهرست وار به برخى اقسام اسلامى اشاره مى کنم:
1- احکام عبادى- فردى
- احکام پاکیزگى: 1- فردى (بدن)، 2- لباس، 3- مکان.
- احکام آلودگى ها: 1- انواع آلودگى ها، 2- راه هاى رفع آلودگى ها، 3- وضو، غسل، تیمم.
- احکام ویژه زنان: 1- حیض، 2- نفاس، 3- استحاضه.
- احکام مربوط به مردگان: کفن و دفن.
- احکام مربوط به نمازهاى واجب: 1- نمازهاى پنجگانه در روز 2- نمازهاى آیات، 3- نمازهاى جمعه و عید و سایر نمازها.
- ترتیب و شکل نمازها و آنچه موجب بطلان نمازها مى شود (ارکان و شرایط نمازها).
- نمازهاى مستحب، نماز جماعت و.
- احکام مربوط به روزه، روزه هاى واجب، مستحب، مکروه و حرام.
- ماه رمضان و مسائل آن.
- اعتکاف و مسائل آن.
- احکام مربوط به حج: 1- حج واجب و مناسک خاص آن (ارکان و شرایط آن)، 2- حج مستحبى 3- واجبات و محرمات حج.
- احکام مربوط به وصیت.
- احکام خوردنى ها و آشامیدنى (حیوانى و غیر حیوانى) واجبات و محرمات و مستحبات.
- احکام صید و شکار و روش استفاده از گوشت حیوانات.
- احکام قسم و نذر و عهد.
2- احکام عبادى- اجتماعى- سیاسى
- احکام مربوط به خانواده: روابط دختر و پسر، شرایط ازدواج، عقد ازدواج و احکام و شرایط آن، روابط فامیلى (محرم و نامحرم)، روابط زناشویى، مهر، روابط مادر و فرزند، روابط پدر و فرزند،
احکام مربوط به طلاق: شرایط طلاق، زنان و مردان پس ازطلاق،
- احکام فوت همسران.
- احکام ارث: ارث همسران از هم، ارث فرزندان از والدین، ارث والدین از فرزندان، دیگر کسانى که ارث مى برند.
- احکام اقتصادى: زکات مالیات اسلامى، شرایط و ارکان آن، زکات فطره در پس از ماه رمضان، احکام خمس و شرایط و ارکان آن.
- احکام معاملات در اسلام: معاملات حرام، معاملاتى که نباید انجام شود.
- احکام خرید و فروش و تجارت: شرایط خرید و فروش، مسائل و مواردى که موجب به هم خوردن معامله مى شود.
- احکام دیگر اقتصادى: مضاربه، شرکت، مزارعه، مساقات، اجاره، شفعه، عاریه، جعاله، ودیعه، قرض و وام دارى.
- حرمت ربا و استحباب قرض الحسنه.
- احکام رهن، حجر، ضمان، حواله، کفالت، هبه، اقرار، وقف، غصب، احیاى موات و.
احکام قضاى اسلام.
- وکالت.
- قضا، صفات و شرایط قاضى، شرایط دعوا.
- روش هاى رسیدگى قضایى.
- شهود و صفات آنها.
- حدود و مجازات اسلامى.
- حد زنا و موجبات آن، حد لواط و غیره و لوازم آن.
- حد مستى و موجبات آن، حد دزدى و موارد آن.
- ارتداد، دیگر حدود اسلامى.
- قصاص و مسائل مربوط به قتل و نقص عضو.
- قتل ها و نقص عضوهاى غیر عمدى.
- احکام سیاسى اسلامى.
- احکام اهل ذمه و مسیحیان و یهودان در دامن دولت اسلامى.
- احکام مربوط به
ولایت فقیه، شرایط حاکم دینى و اسلامى.
- مسائل مربوط به حکومت.
- احکام مربوط به دفاع و جهاد.
- احکام امر به معروف و نهى از منکر: شرایط و اقسام امر به معروف و نهى از منکر، مراتب این دو
فهرست ارائه شده، بسیار خلاصه و چکیده مى باشد و براى هر یک از این احکام آیات و روایات متعددى است. گذشته از آن در احکام اسلامى به دو مطلب دیگر برخورد مى کنیم.
الف: احکامى که به قواعد فقهى معروف هستند. قواعدى چون «نفى ضرر» به این معنى که در اسلام هیچ قانونى که موجب ضرر به دیگران شود وضع نمى شود و چنین قوانینى مشروعیت ندارد. یا «نفى سبیل» که به این معنى است که هر حکم و قانونى و روشى که موجب سلطه بیگانگان بر مسلمانان شود، ممنوع است که مى تواند در سیاست خارجى مورد استفاده قرا گیرد.
قواعد فقهى نیز فراوان است. این احکام نیز مبتنى بر آیات و روایات فراوانى هستند.
ب: احکامى که به قواعد اصولى معروفند و در مقام عمل به کمک انسان مى آیند. احکامى چون استصحاب (که یقین سابق را به شک لاحق نباید از بین برد) اصالت برائت (که اصل در برائت است) اصالت اشتغال و احتیاط، تخییر، احکام و قواعدى که در هنگام تعارض دو حکم پیش مى آید و جز آن از احکام و قواعد اصولى هستند. براى این قواعد نیز آیات و روایات فراوانى است.
نکته آخر این که منابع عمده و اساسى دین اسلام، دو امر است:
1- عقل که همچون چراغى است که راه را روشن مى کند.
2- نقل، نقل عبارت از قرآن و حدیث است. قرآن که در دسترس است.
اما روایات و احادیث فقهى که احکام اسلامى را بیان مى کند در چهار کتاب عمده آمده است:
1- الکافى، ثقه الاسلام محمد بن یعقوب کلینى (متوفاى 319 ه. ق) در 8 جلد که 4 جلد آن مربوط به احکام مى باشد.
2- من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق (ابو جعفر محمد بن على بن الحسین بن بابویه القمى) متوفاى سال 381 ه. ق) در 4 جلد.
3- الاستبصار، شیخ الطائقه ابو جعفر محمد بن الحسن الطوسى، متوفاى سال 460 در 4 جلد.
4- تهذیب الاحکام، شیخ طوسى، در 10 جلد.
این چهار کتاب عمده روایات فقهى شیعه را جمع آورى کرده اند و مرحوم شیخ محمد بن الحسن الحر العاملى متوفاى 1104 ق بیشتر احادیث فقهى را در کتاب خود با نام «وسائل الشیعه» جمع آورى نموده است. همچنین میرزاى حسین نورى متوفاى سال 1320 ق بقیه احادیث فقهى را در کتاب خود به نام «مستدرک الوسائل» جمع آورى کرده است. (در ضمن شما هم اگر دلیلی می آورید از این کتب یا کتب دیگری که مورد تایید شیعه است دلیل بیاورید نه از کتب اهل سنت چون ما آونها رو قبول نداریم شما هم دلیلهیتان از کتابهای اهل سنت رو به خودشون بگویید )
مسیحی گفت :اتفاقاً اشکال اساسی دین اسلام و بقیه ادیان هم اینه که سعی میکنند تا بوسیله شریعت به خدا برسند ولی شریعت ما رو از خدا دور میکنه و می خواهند دیگران را عوض کنند اونم به زور درحالی که خداوند میگه هرکسی باید از خودش شروع کنه و کاری به دیگری نداشته باشه ( به کسی امر به معروف و نهی از منکر نکنه و براش نره رو منبر)مسیح میگه: چرا پر کاهی را که در چشم برادرت (دیگری ) هست میبنی اما چوبی را که در چشم خودت هست نمیبنی.!!!! اشکال شما هم اینه که فکر میکنید مسیحیت دینه ولی مسیحیت دین نیست رابطه است رابطه با خدا و نه هیچ کسی می تونه این رابطه رو به هم بزنه و نه با شریعت میشه به خدا رسید .
من گفتم : دوست عزیز من، «شریعت» در لغت به معناى راهى در کناره رودخانه است که دستیابى به آب را آسان مىسازد. در واقع شریعت راهی نیک برای رسیدن به مقصود است و خداوند از ان جهت که ما احتیاج به رسیدن به خدا داریم این راه را برای ما قرار داده وگر نه پس هدف خدا از نازل کردن شریعت چیست؟ شما که تورات را قبول دارید بگویید که خداوند چرا ده فرمان را بر موسی نازل کرد به فرمایش شما خدا بی خودی این کار را کرده بگویید ایا خداوند کار بی حکمت میکند ایا خداوند کار بیهوده میکند خیلی مسخره است که خداوند دستور به چیزی بدهد که ما را از خودش دور گرداند و یا به چیزی دستور دهد و بگوید اینها را انجام ندهید دوست گرامی در واقع «شریعت جادهاى روشن و رهگذر نیک بختان است و طریق خوشبختى هر که از این راه برود، به رهایى مىرسد و هر که از آن روى گرداند، سرنوشتى جز هلاکت نخواهد داشت.»
در مورد فرمایش دیگرتان من تا حدودی با ان موافقم یعنی اینجا که (فرمودید هرکسی باید از خودش شروع کنه) اسلام هم به همین امر فرموده تا اینکه ایات زیادی در قرآن در همین مورد نازل شده مثلاً فرموده (((لِمَ تَقُولونَ ما لا تَفعَلون))) امرنکید به چیزی که خود به ان عمل نمی کنید و یا می فرماید (((أتأمرونَ الناسَ بالبرِّ و تَنسَونَ أنفسکم))) آیا مردم را به نیکی امر میکنید در حالی که خود را فراموش میکنید اما اینکه کسی با کسی کاری نداشته باشد این درست نیست بلکه همه ما احتیاج به همدیگر داریم بنی ادم اعضای یکدیگرند / که در افرینش ز یک گوهرند اینچنین نیست که هر کسی سر خودش در کار خودش باشد بلکه باید همدیگر را یاری کنیم اگر دوستمان یا برادر مان مشکلی داشت به کمک او بشتابیم اسلام میگوید همه مومنین با هم برادرند (((انماالمومنون اخوة))) هرگاه یکی از برادرانتان به راهی رفت که منجر به دور شدن او از خدا میشود تو او را از این کار باز دار، او را نصیحت کن و در راهی که خدا راضی است هر دو قدم بر دارید و به سوی او بروید او را عبادت کنید و به ریسمان الهی همگی چنگ زنید و متفرق نشوید آیا شما اگر دوستتان بخواهد از پرتگاهی مهلک سقوط کند او را اگاه نمی کنید ؟ آیا او را اها میکنید تا سقوط کند یا دست او را میگیرید؟
نکته دیگر اینکه اسلام به هیچ عنوان نمی خواهد کسی را به زور هدایت کتدبلکه در دین اجباری نیست اصلاً قصد من از مناظره با شما به هیچ عنوان این نیست که شما را مسلمان کنم بلکه می خواهم به شما حقیقت را نشان بدهم و برداشت اشتباهی که از اسلام دارید را برای شما توجیه کنم چرا که خداوند در قرآن می فرماید: (((لا اکراه فی الدین))) در دین هیچ اجباری نیست ، و امر به معروف هم فقط به خاطر همان یاری رساندنی است که عرض کردم
دوست عزیز من که خسته شدم شما چطور ؟
مسیحی : آره من هم خسته شدم
من گفتم: اینبار من خیلی حرف زدم دفعه دیگه نوبت شماست که بگویید و ما بشنویم...
